سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
338
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اما اگر شرط كند كه مشترى مملوك را از طرف بايع آزاد نمايد در صحّت و عدم آن دو قول است : 1 - صحت شرط و مشروط عليه ملزم به عمل آن است . 2 - آنكه شرط صحيح نبوده و عمل به آن ممنوع است ، زيرا به مقتضاى [ لا عتق الا فى ملك ] تنها عبد را مالكش مىتواند آزاد نمايد به اين معنا كه عتق از طرف مالك عبد بايد واقع شود . قوله : الذى باعه منه : ضمير فاعلى در [ باعه ] به بايع و ضمير مفعولى به [ الذى ] كه كنايه از مملوك است راجع بوده و ضمير در [ منه ] به مشترى عائد مىباشد و كلمه [ من ] به معناى [ الى ] است . قوله : لانّه شرط سائغ : ضمير در [ لانه ] به عتق عائد است . قوله : سواء شرط عتقه : ضمير در [ عتقه ] به مملوك راجع است . قوله : و شرطه عنه : ضمير فاعلى در [ شرطه ] به بايع و ضمير مفعولى به [ عتق ] و در [ عنه ] به بايع راجع مىباشد . قوله : ففى صحته قولان : ضمير در [ صحته ] به شرط راجع است . و اما قائلين به اين دو قول عبارتند از : مرحوم علامه در كتاب تذكره كه قائل بصحّت شرط و جواز عمل به آن است و مصنف ( ره ) در كتاب دروس و فاضل مقداد و اردبيلى در شرح ارشاد كه اين شرط را صحيح نمىدانند . متن : فإن أعتقه فذاك ، و إلا تخير البائع بين فسخ